رزرو آنلاین هتلclose
آداب رسوم وپوشش مردم تالش

زمان جاری : پنجشنبه 06 تیر 1398 - 3:08 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم





ارسال پاسخ
تعداد بازدید 5435
نویسنده پیام
mehrdad آفلاین


ارسال‌ها : 1142
عضویت: 7 /11 /1392
محل زندگی: تالش
سن: 60
تشکرها : 868
تشکر شده : 891
آداب رسوم وپوشش مردم تالش
چهارشنبه سوري در تالش
سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد
اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟
براساس سروده هاى پیروز پارسى، حکیم فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود:
سودابه پس از این که از مهر و عشق خود به سیاوش مى گوید و همزمان به او نزدیک مى شود. ناگاه او را در آغوش کشیده و مى بوسد.در پى جار و جنجال سودابه، کیکاووس پادشاه ایران از جریان آگاه شده و از سیاوش توضیح خواست سیاوش به پدر گفت که پاکدامن است و براى اثبات آن آماده است تا از تونل و راهرو آتش عبور کند. سیاوش گفت اگر من گناهکار باشم در آتش خواهم سوخت و اگر پاکدامن باشم از آتش عبور خواهم کرد.
سیاوش به تندرستى و چاپکى و چالاکى به همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرد و تندرست بیرون آمد.
این اتفاق و آزمایش عبور از آتش در بهرام شید (سه شنبه) آخر سال روى داده بود واز چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد و در سراسر کشور پهناور ایران به فرمان کیکاووس سورچرانى و شادمانى برقرار شد و از آن پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش همواره ایرانیان واپسین شبانه بهرام شید (سه شنبه شب) را به یاد سیاوش و پاکى او با پریدن از روى آتش جشن مى گیرند
چهارشنبه سوري در تالش
آیین چهارشنبه سوری نزد قوم تالش نیز جذابیت های خاص خود را دارد به طوری كه چهارشنبه سوری جالب ترین و جذابترین برنامه در استقبال از نوروز قوم تالش محسوب می شود كه در نزد مردم این قوم اهمیت زیادی داشته و همراه با آیینهای خاص این روز كه همه برگرفته از فرهنگ كهن و دیرین مردمان بی آلایش این دیار است ، به اجرا در می آید.
در ایام نزدیك به عید مادران و زنان تالش پس از چند روز خانه تكانی در حالی كه فضای خانه خود را پر از عطر بهار ساخته و آشیانه خود را بهاری كرده اند ، به دامن كوه و دشت رفته و بنوشه های(بنفشه) معطری را كه بوی بهار را به ارمغان می آورد ، چیده و به خانه می آورند تا به استقبال چهارشنبه آخر سال بروند .
زنان تالشی در سر سفره شب چهارشنبه انواع غذاهای محلی از جمله ویزكوكو(كوكو گردو) ، پته(ترشی تره) ، سیوقیله (فسنجان) لونگی (غذایی مركب از گردو و ترشی سیاه كه در داخل جوجه و ماهی می گذارند) ، چغرتما (گوشت مرغ و تخم مرغ همراه با سیب زمینی) را آماده می كنند .
اعضای خانواده ها پس از برگزاری مراسم پریدن از روی آتش و دیده بوسی تبریك چهارشنبه ، در سر سفره شام نشسته و با آرزوی سالی خوش ، شام چهارشنبه آخر سال را میل می كنند .
خانوارهای تالشی در غروب چهارشنبه شو ، كوله هایی از كاه را كه در انبار كاه خود به این منظور نگه داشته و آن را كولش می نامند ، به صورت دسته هایی كوچك در حیاط منزل ردیف كرده و یك دست لباس نو را كه برای عید خریده اند ، پوشیده و از روی آتش می پرند .
پس از این مراسم رسم است كه دختران و پسران دم بخت را از خانه و حیاط بیرون كرده و خاكسترهای باقی مانده را در پشت دروازه می ریزند به نیت اینكه گشایشی در بخت آنان صورت گرفته و سال جدید به خانه بخت بروند .
پس از شام نوبت به نوجوانان و كودكان می رسد كه از بزرگترهای خود انعام می گیرند ، بعضی از خانوارهای تالشی به انعام چهارشنبه سخت معتقدند و هدیه هایی را كه در این شب می گیرند ، بسیار عزیز می شمارند .
در رسم شال اندازی یا دستمال اندازی ، كودكان و نوجوانان حتی بزرگترها به خانه های همسایه ها و اهالی محل می روند و دستمالی را به درب منزل آنها می اندازند تا صاحبخانه بیاید و دستمال را برداشته و هدیه ای را در داخل آن بگذارد .
جالب اینجاست كه صاحب دستمال سعی می كند خودش را نمایان نكند و اهل منزل با شناسایی دستمال پی به صاحب آن می برند و هدیه ای در خور بر آن می نهند .
پسران جوان دم بخت تالشی حتما در این شب شال یا دستمال را به درب منزل دختران مورد نظر خود خواهند انداخت .
هدیه هایی كه در درون شال یا دستمال جای می گیرند ، از شیرینی محلی همانند نان شیرین ، نان حلوایی ، نان شیری گرفته تا دست آفریده های بومی دختران همانند جوراب ، شال ، دستمال گلدوزی شده ، تخم مرغ تزئین شده و تنقلات همانند گردو و فندق را شامل می شود .
تالشان این گونه شب آخر چهارشنبه سال را آغاز و ایام عید را ادامه می دهند و خاطره خوشی را به دفتر زندگی خود می افزایند .
صبح روز چهارشنبه نیز رسم است كه مردم تالش بیدار شده و از روی آب یا رودخانه ای كه در محل وجود دارد ، سه بار پریده و پس از آن به خانه برگشته و چهارشنبه را تبریك می گویند .

نوروز نامه خواني در تالش

 یکی از رسمهاي زیبای استقبال از  نوروز درتالش ،نوروزنامه خوانی است که همچنان كم وبيش رواج دارد بدین صورت است كه افراد دردسته اي دونفري یا بیشتر در شب های آخرین ماه سال با داشتن چراغی   (فانوس ) به تک تک خانه های محله خود ومحله هاي اطراف رفته و با خواندن آوای بهار آمد بهار آمدخوش آمد نوید آمدن بهار و عید نوروز را می دهند پس از اتمام خواندن  نوروزی ،بزرگتر خانه هدایایی چون پول ،برنج،جوراب و...به نوروزنامه خوانان اهدا می کردند.مضمون نوروز نامه ها می تواند در بر گیرنده شادیها ،مدح امامان ،سوگ افراد مشخص باشد.
آواز های نوروز خوانی در تالش از یک غنای قابل توجه برخوردارند که متاثر از فرهنگ واداب ورسوم غنی تالشان است موسیقی حزین وروح انگیز که شنونده را به عمق هستی و آفرینش وخود آگاهی رهنمون می سازد ریشه در بینش وآگاهی والای تالشان دارد . از سویی تالشان پیوند وعلاقه خود را به ائمه خاصه امام علی (ع)حتی در آواز های نوروز خوانی خود نیز فریاد زده و به نمایش می گذارند ونوروز را با نام علی (ع)می آرایند وزینت می دهند . بدین ترتیب نوروز خوانی در تالش وفرهنگ تالشان تنها مژده جشنی چند روزه وصوری نیست بلکه پیامی است که هر ساله با مضامین خاص خود تعالی شخصیتی واجتماعی را خواستار شده ونورستگی طبیعت را با نوخواهی انسان پیوند زده تا در سایه توجه به عمق هستی وآفرینش ومرام ومنش اولیا دینی تحولی اساسی در منش شخصی وزندگی اجتماعی خود ایجاد کنیم ورذائل پست وزشت را وانهیم تا به تعالی که غایت زندگی بشری است دست پیدا کنیم .




امضای کاربر :
جمعه 25 بهمن 1392 - 16:59
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
mehrdad آفلاین



ارسال‌ها : 1142
عضویت: 7 /11 /1392
محل زندگی: تالش
سن: 60
تشکرها : 868
تشکر شده : 891
پاسخ : 1 RE آداب رسوم مردم تالش
آئینهای ماه محرم درتالش


عزاداری ماه محرم در تالش
عزاداری ماه محرم و مراسم تعزیه در گیلان یکی از نشانه های اعتقادی شیعیان به شمار می رود، اما در تالش علاوه بر شیعیان افراد سایر فرقه ها چون اهل تسنّن در کنار برادران دینی خود به عزاداری می پردازند.
 در بسیاری از مساجد اهل تسنن و تشیع در کنار هم سینه زنی می کنند، به مسجد می روند، بر امام حسین گریه می کنند و با هم نماز خوانده و برای امام حسین(ع) می دهند. اما اعمال برخی از آنها با یکدیگر تفاوت جزئی دارد، مثلاً تفاوت ظاهری در نماز خواندن از این نمونه ها میباشد.
معمولاً یک یا دو روز قبل از ماه محرم مراسم طشت گذاری مساجد و حسینیه ها شروع می شود و هر مسجد روز خاصی مراسم طشت گذاری را همراه با سینه زنی و عزاداری برگزار می کنند. در این مراسم افرادی از اهل تشیع و تسنن شرکت می کنند.
ایام اصلی عزاداری در تالش دهة اول ماه محرم است. در این ایام هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء مراسم عزاداری آغاز شده و تا ساعت 12 یا 1 شب ادامه پیدا می کند. در این مراسم ابتدا زنجیرزنی برگزار می شود و سپس روحانی مسجد یا حسینیه به سخنرانی می پردازد و بعد از ان مراسم زنجیرزنی برگزار می گردد.
لباس سینه زنان پیراهن مشکی کوتاه و لباس زنجیرزنان پیراهن مشکی بلند است. زنان معمولاً در این زمان فقط دور هم جمع می شده و با هم حرف می زنند، و برنامه های اصلی توسط مردان اجرا می شود.
یک روز قبل هر مسجد بطور جداگانه اعلام می کند که مراسم دسته بری از یک ساعت خاص در مکانی خاص- که هر دو را اعلام می کنند- شروع می شود. و در آن ساعت و مکان، مردم در مسجد جمع می شوند و حدود یک ربع ساعت در حیاط مسجد نوحه خوانی می کنند، سپس به راه افتاده و به مساجد دیگر سر می زنند، داخل حیاط هر مسجد رفته و چند دقیقه ای مراسم سینه و زنجیر زنی را اجرا می کنند و در پایان به مسجد خود بر می گردند. البته هر مسجد گوسفندی برای دستة خود در نظر می گیرد که یا در اول مراسم و یا در مکانی که دسته از آن عبور می کند، قربانی می کنند.
قربانی کردن گوسفند
  هر دسته یک علم، یک پرچم، گروهی زنجیر زن و سینه زن دارد و عده ای هم پیاده آنها را همراهی می کنند.
انجام مراسم تعزیه باعث جمع شدن مردم در محل برگزاری مراسم و یاوری در انجام برخی کارها مانند ساخت مسجد یا حسینیه، پخت غذا و... می شود.
مراسم عزاداری بعد از نماز مغرب و عشاء شروع شده و تا پاسی از شب ادامه دارد که علت اصلی آن حضور اکثر افراد در این ساعات از شبانه روز است دوم اینکه برگزاری مراسم در شب، حال و هوای معنوی مخصوصی به فرد می دهد. علاوه بر آن شاید سیاهی شب دلیلی بر عزادار بودن شرکت کنندگان باشد و شاید بخاطر ثواب آن است چون اغلب دیر می خوابند.
انجام مراسم سینه زنی در حسینیه
برگزاری مراسم در شب انجام بسیاری از اعمال مانند راحت گریه کردن، انجام برخی اعمال عزاداری، پذیرایی مختصر و داشتن حوصلة زیاد از این امور است.
اعمال مختلف در حین عزاداری هرکدام از لحاظ نماد و نشانه شناسی قابل بررسی می باشد. پوشیدن لباس سیاه در هنگام تعزیه بیشتر در بین مردان به چشم می خورد که خود نشانة عزادار بودن و ماتم داشتن است.
خانمها بیشتر چادر سیاه می گذارند و برخی زنان نیز  لباس محلی که شامل، تنبان، پیراهن و دستمال با رنگهای سنگین است، می پوشند. معمولاً رنگ لباس ها (مگر لباسهای محلی زنان) نباید قرمز باشد چون معتقدند رنگ قرمز رنگ لباس یزیدیان است و نباید در هنگام عزاداری و حتی ایام محرم و صفر لباس قرمز بپوشند.
در شب تاسوعا اغلب افراد برای رفع نیازهای خود شمع روشن می کنند، بدین صورت که شمع را داخل طشت گذاشته و جلوی مسجد روشن می کنند و هنگام روشن کردن نیت برای رفع حاجت –مثل شفای بیماری، بچه دار شدن) می کنند، که گفته می شود این رسم در نواحی آذربایجان زیاد است و از آنجا به این منطقه آمده است.
 برای شروع عزاداری معمولاً برخی افراد بانی این کار هستند، معمولاً این افراد کوچک و بزرگ را دور هم جمع کرده و در دو یا چند ردیف تشکیل صف می دهند. این صف علاوه بر نشان دادن نظم و ترتیب، باعث آن می شود که افراد هنگام سینه یا زنجیر زدن به هم نخورند و به یکدیگر آسیب نرسانند. در این هنگام مردی میکروفون را بدست گرفته پس از خواندن دعا برای اهل بیت، جمعیت را ترغیب به فرستادن صلوات می کند. در این هنگام چند نفر از خانم ها با آقایان به هیأت امنا مقداری پول می دهند و بجای آن شخص سخنگویی که میکروفون را در دست دارد باید نام فرد و مقدار کمک وی را اعلام نماید و برای آمرزش روح پدر یا مادر یا فرد فوت شده، از مردم صلوات بگیرد. اعتقاد بر این است که این عمل باعث آمرزش رفتگان فرد خواهد شد و فرد فوت شده تا حدی از گناهانش کاسته شده از اذیت و آزار جهان ابدی در امان خواهد بود.
بعد از آن نوبت به سینه زنی عزاداران می رسد. فقط مردان در مراسم سینه زنی شرکت می کنند و زنان بیشتر به عنوان شنونده حضور دارند.
 نوحه خوان که اغلب توسط هیأت امنا انخاب می شود در ابتدای نوحه خوانی چند غزل خوانده می شود و بعد از گرم شدن مجلس رفته رفته سینه زنی همراه با تغییر آهنگ صدای نوحه خوان آغاز می شود. جمعیت سینه زن که در حالت قبلی نشسته بودند، بلند شده و سینه زنی را شروع می کنند. نوحه ها اغلب به زبان ترکی هستند و کمتر به زبان فارسی یا تالشی نوحه خوانی میشود. علت این امر نفوذ ترک زبانان آذربایجان به این منطقه می باشد. چون مذهب تشیع توسط صفویان به تالش آمد و از آنجا که آنان ترک بودند، زبان نوحه و عزاداری آنان نیز ترکی بود و لذا به همان صورت به جامعه تالشان منتقل شده است.
در هنگام سینه زنی نوحه خوان مرثیه خوانی کرده و در بین کلماتی که از زبان جاری می کند، دستة عزادار جوابی کوتاه با نام "واگیر" به نوحه خوان می دهند.
این بخش حدود یک ساعت بطول می انجامد و پس از اتمام کار، سینه زنان می نشینند و با چایی از آنان پذیرایی می شود. معمولاً عقیده بر آن است که ره کسی که برای پذیرایی از این افراد بیشتر فعالیت می کند، به همان اندازه اجر و پاداش می گیرد و گناهانش بخشیده می شود.
در بخش کفشداری مسجد نیز چند جوان کار می کنند و در قبال زحماتی که میکشند، هیچ مزدی دریافت نمی کنند چون آنان نیز بر این عقیده اند که پاداش این کار را از امام حسین (ع) دریافت می کنند.
بعد از مراسم سینه زنی مجلس وعظ دینی توسط معانی محل شروع می شود و بر این عقیده اند مجلس سینه زنی بدون آگاهی از علتها و فلسفة عزاداری برای امام حسین (ع) معنا ندارد. مجلس زنجیر زنی نمادی از گوشه ای از آزار و اذیت هایی است که به خاندان امام شده است. طبق مصاحبات بعمل آمده از آنجا که اهل بیت امام حسین (ع) زیر زنجیرها و کتکهای خیانتکاران بودند، پس زنجیر زدن نیز درد وارده بر بدن افراد به فرد زنجیر زن منتقل می کند تا آن فرد با احساس درد، اهل بیت امام را که زیر زنجیرهای خیانتکاران بودند، درک کند. این زنجیر زنان معمولاً لباس مشکی بلند می پوشند که شاید یکی از علتهای آن، این مسئله باشد که لباس خاندان و کودکی امام بلند بود. در اینجا ضمن بلند بودن لباس عزاداری، سیاهی آن نیز نماد بدبختی و آوارگی باشد.
 کودکی با لباس خاندان امام حسین(ع)
به احترام تشنه لب بودن امام (ع) و یارانش، همیشه طشتی پر از آب در جلوی مسجد قرار دارد و معمولاً کنار آن نوشته "بنوش به یاد امام حسین (ع)" این کار نمادی از تشنه شدن امام و یارانش است و آب را به عنوان سمبل این اتفاقات در جلوی مسجد قرار می دهند تا مردم با دیدن آب واقعه عاشورا را به یاد آورند.
طشت آب در محل عزاداریدر کنار طشت آب طشتی نیز قرار دارد که پارچه ای سبز در آن قرار گرفته و معمولاً مردم نذریات خود را به آن می اندازند. پارچه سبز نشانة اهل بیت (ع) می باشد که در برخی لباسهای آنها نیز دیده می شود.
 طشت آب برای جمع آوری نذری
در کنار این دو طشت، دستی آهنی بادستة چوبی دیده میشود که روسری هاو پارچه های مختلفی بدن بسته شده اند. دست فوق نمادی از دستان بریده شده حضرت ابوالفضل عباس است. پارچه های بسته شده به آن نیز از طرف حاجتمندان است به این صورت که هر کسی که حاجتی داشته باشد روسری یا پارچه ای خریده و به ان علم می بنددتا حاجتش بر آورده شود.
 گاهی نیز زنان و دختران به صورت پنهانی مبلغی از داخل طشت برداشته و پیش خود نگه می دارند و تا زمان برآورده شدن حاجت پیش خود نگه می دارند و بر این عقیده اند این کار باعث می شود نذر آنان زودتر برآورده شود، چون چیزی از امام حسین یاابوالفضل (ع) (پول) نزد خود گرو نگه داشته اند. روی علم بزرگ نیز نشانه هایی از سر نیزه ها، کلاهها، شمشیر، زنگ شتر، پارچه های سبز و... به چشم می خورد که نشانه ای از لباسها، زره ها و دیگر ویژگی های امام و یارانش می باشد. این علم زمانی استفاده می شود که دسته عزاداری از محلی به محل دیگر برود، در زمان رسیدن دسته به دسته ای دیگر یابد مسجد دیگر علم ها به طرف مقابل که علم، مردم یا مسجد می باشد سلام می دهند. برای این کار علم را چندبار جلو و عقب خم می کنند. سوزاندن خیمه ها در ظهر عاشورا نیز نمادی از واقعة به اسارت گرفتن و سوزاندن خیمه های اهل بیت امام در روز عاشورا است. با سوزاندن خیمه ها که تعدادشان 2 تا سه عدد است و معمولاً پارچه ای سبز یا سیاه پوشانده شده است، همگان گریه می کنند.
 سوزاندن خیمه ها 
در عصر عاشورا نیز دسته ای از کودکان لباس عربی به تن می کنند و سر و رویشان را می پوشانند که نمادی از بچه های یتیم امام و یارانش است و به مساجد مختلف سر زده و در حین حرکت، اشعار عربی را یکصدا می خوانند.



امضای کاربر :
جمعه 25 بهمن 1392 - 17:03
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
mehrdad آفلاین



ارسال‌ها : 1142
عضویت: 7 /11 /1392
محل زندگی: تالش
سن: 60
تشکرها : 868
تشکر شده : 891
پاسخ : 3 RE لباس محلی زنان تالشی
                   

                               لباس محلی زنان تالشی با قدمت 4 هزار ساله

 



زنان تالش از روزگار کهن تاکنون رنگها را به پهنای

طبیعت زیبای تالش درهم تنیده و پوشش زیبایی را تهیه کردند که هنوز هم زنده است و

هر کس با دیدن این لباس به وجد می آید. لباسی که چندین رنگ در تار و پود پارچه در

آمیخته و با دوخت های متنوع طراحی و آراسته شده است.



    تالشی ها سینه به سینه آموختند، طرح زدند، دوختند

و به تن کردند و گوشه گوشه بقچه های جهیزیه را با طرح های زیبا و متنوع زینت کردند

و لباسهای با قدمت تاریخی بسیار را نسل به نسل به یکدیگر هدیه دادند.



    شهرستان تالش از طبیعت زیبای منحصر به فردی

برخوردار است که این زیبائیها را در لباس زنان تالشی مشاهده می کنیم.



    لباس زنان تالش زیبائیهای خاصی شامل روسری یکدست

سفید، جلیقه بعضاً مزین به سکه های درشت، پیراهن بلند تا مچ پا و دامنی که در زبان

فارسی شلیته و در زبان محلی شلار خوانده می شود است. زنان تالشی زیرلباس خود

پاچامه می پوشند.









بلندی پـیراهن و شلیته مشخص کننده لباس بخشهای

مختلف منطقه غرب گیلان است که بطور مثال در غربی ترین نقطه شهرستان تالش لباس زنان

مشخصات خاص خود را دارد و مربوط به این منطقه است. در ماسال و در شهرستانهایی

همچون شفت و فومن طراحی لباس محلی بطور کلی با منطقه تالش دولاب و طوالش متفاوت

است. در این نقاط لباس زنان تالشی شامل روسری بصورت رنگی و یک کلاه در زیر روسری است

پیراهن هم به رنگهای مختلف و ساده دوخته می شود که بلندی آن تا زانو است.



لباس زنان تالشی به دلیل تنوع زیاد رنگ و جذابیت

بالااز منطقه اسالم تا تالشدولاب بسیار معروف است.



    لباس این مناطق دارای یک روسری با چندین رنگ جذاب

و زیبا است. یک لباس و پیراهن بلند یک سره تا مچ پا و باچین های متفاوت که باسکه و

طراحی و دوخت زیبا تزیین می شود در زیر این پیراهن نیز لباس محلی دیگر بنام پاچامه

می پوشند که برای دوخت آن از پارچه های زیادی استفاده می شود. این لباس تک رنگ و

در طرح گل و نقشین های دیگر بصورت چین دار و بطور حجیم دوخته می شود. بر روی پیراهن

و پاچامه یک جلیقه می پوشند این جلیقه در اندازه های مختلف و دریک رنگ بصورت سنگین

دوخته می شود. این مراحل دوخت و سبک تا تالش دولاب ادامه دارد.



    هر چقدر به سوی مناطق شرق شهرستان می رویم دوخت

لباس آنگونه که بیان شد، است.



    اما امروز با گذشت زمان لباسهای محلی زنان تالشی

از رونق افتاده و رنگهای شاد آن که مایه امید دلها بود به خزان بی هنگام نشسته و

به کنج پستوها، صندوقچه ها و بقچه ها رانده شده است.



    سوال اینجاست چرا باید چنین لباسهایی با هویت

فرهنگی ارزشمند و طراحی زیبا به فراموشی سپرده شود؟ چرا باید اکنون برای مشاهده یک

دست لباس تالشی کیلومترها راه را نه در شهر بلکه در نقاط دور روستایی پیمود؟ لباسی

که در المپیک جهانی از جمله 4 لباس برگزیده معرفی شد، لباسی که رنگهای شاد آن امید

را در دلها زنده می کرد چرا باید فراموش شود؟



    لباسی که از نیاکان ما به ارث مانده وبا طبیعت

زیبای تالش گلچین شده است باید به عنوان یک هویت ملی حفظ شود و زنان تالشی با به

تن کردن آن زیبائی منطقه را برهمگان نمایان سازند.



    نهادها، ادارات دولتی و سرمایه گذاران خصوصی باید

برای به جا ماندن این میراث فرهنگی چند هزارساله جدیت و تلاش بیشتری کرده و با

اتخاذ تصمیمات لازم و برنامه ریزی های حساب شده از جمله برپائی نمایشگاهها در سطح

شهرها و دیگر اماکن از این هویت فرهنگی ایرانی حفاظت کنند







امضای کاربر :
یکشنبه 27 بهمن 1392 - 18:16
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
mehrdad آفلاین



ارسال‌ها : 1142
عضویت: 7 /11 /1392
محل زندگی: تالش
سن: 60
تشکرها : 868
تشکر شده : 891
پاسخ : 4 RE همسر گزینی درعشایر تالش
[tr][td]
همسرگزینی در جامعه عشایری تالش، به
دو صورت عادی و غیر عادی انجام می یابد.
ازدواج عادی آن است که اولاً خانواده دختر به
خواستگارانی که از سوی خانواده پسر روانه
می شوند، پاسخ مساعد داده و یا با در میان
نهادن شرایطی به خانواده پسر اجازه می دهند
که رسما مراسم «صورت ویگری» (صورت
گرفتن عقد و قرار ازدواج) را برگزار نماید.


ثانیا خانواده پسر ـ در این مرحله خود پسر
ـ آمادگی پذیرش شرط یا شرایط پیشنهادی
خانواده دختر را داشته باشد، مانند پرداخت پول
نقد یا خرید ویژه برای عروس.


ثالثا در نیمه راه این پیوند و خویشی که
معمولاً چند ماهی طول می کشد تا به سرانجام
و قطعیت برسد، میان دو خانواده مزبور و یا
میان پسر و دختر، اختلاف شدیدی بروز نیابد.
در چنین صورتی، در زمان تعیین شده، طی
مراسم پرشوری که از یک تا سه روز ادامه
می یابد، دختر را پس از عقد در خانه پدر، سوار
بر اسب، به همراه گروه نوازندگان محلی به
خانه شوهر می برند. اما شکل غیر عادی از آنجا
آغاز می شود که در موارد یادشده، توافق و
توفیق لازم به دست نیاید، اما پسر همچنان
خواهان همسری با دختر برگزیده خود باشد، که
اغلب با کمک و موافقت خانواده خود و یا
بی اطلاع آنها، عده ای از دوستان مورد اعتماد
خود را بسیج کرده و در فرصتی مناسب دختر
موردنظر را می رباید و او را به خانه یکی از
معتمدین بانفوذ و یا به خانه دفتردار عقد و
ازدواج منطقه می برد و پس از انجام تشریفات
لازم، او را به عقد خود درمی آورد.


ربودن دختر توسط پسر که یکی از راههای
بسیار رایج زناشویی در دیار تالش (دنباله رشته
کوههای البرز که از کناره غربی سفیدرود آغاز
می شود و تا آستارا، به طول 300 کیلومتر
امتداد دارد، موسوم به «کوههای تالش» است.
مردمی که در سراسر این رشته کوه و بخشی از
دامنه های جلگه ای آن ـ حد فاصل بین کوه و
دریای خزر ـ زندگی می کنند، به نام «تالش» یا
«تالشان» شناخته شده اند) بوده و هنوز هم
منسوخ نشده است، به دلایلی غیر از آنچه که
ذکر شد نیز ممکن است این امر اتفاق بیفتد.
مثلاً هنگامی که دختر مورد علاقه یک پسر در
آستانه ازدواج با شخص دیگری قرار می گیرد و
مساعی معمول در برهم زدن آن ازدواج کارگر
نمی افتد، در آن صورت چه دختر به پسر
علاقه مند باشد و چه نباشد، تا زمانی که خطبه
عقد با شخص رقیب خوانده نشده، پسر اقدام
به ربودن دختر مزبور می نماید.


در گذشته دختر ربایی یکی از منابع
بی دردسر کلاشی و قید و بندگذاری خانمها و
بیگها و کدخدایان بوده است. از این روی، آنان
به طور غیر مستقیم، این رسم را تقویت و


ترویج می نمودند. و اغلب با استفاده از عوامل
مختلفی، زمینه ازدواجهای عادی را بر هم
می زدند و بر عکس ربودن و یا به اصطلاح
«ویری جانسته» (گریزاندن) را مورد حمایت
قرار می دادند. زیرا هر دختری که ربوده می شد،
گره کارهای بعدی به دست اشخاص مزبور
می افتاد و آنها با گرفتن رشوه و در موارد
پیچیده، با نهادن قید و بندهای سنگین، کسب
امتیازهای مالی بر گردن خانواده پسر، رضایت
خانواده دختر را جلب می نمودند. اما با وجود
همه این احوال، کسی به یاد ندارد که در دیار
تالش رسمی به عنوان «حق شب اول» برای
سردمداران قوم وجود داشته باشد، بدان گونه
که در برخی از نقاط ایران معمول بود اما گرفتن
اجباری دختر از برخی خانواده ها به بهانه
کنیزی و یا صیغه کوتاه مدت برای خانمها، تا
حدودی مرسوم بوده است.


نوع همسرگزینی در تالش، عموما «برون
همسری» است اما در برخورد با دایره های تو
در توی اجتماعی، با شدت و ضعفهایی
درون گراست. شدت این درون گرایی، در دایره
فامیلی عادی و سپس در دوایر طایفه و تیره و
ایل و برون ایلی به ترتیب با درجاتی فزاینده،
به حداکثر و حتی به تحریم در همسر دادن
می انجامد. علت و انگیزه های این درون گرایی
می تواند گوناگون باشد. به طور مثال: زن دادن
و اغلب زن گرفتن، هدف گسترانیدن ریشه های
فامیلی و پیوندهای خونی را دنبال می کند، لذا
وقتی خانواده ای دختری را شوهر می دهد، در
وهله نخست مسأله اصلی برایش این است که
در فاصله اجتماعی مطلوبی، به مدار سلاله


خود، عضو تازه ای وارد نماید و به این ترتیب
شعاع آن مدار را گسترده تر نماید و از مزایای
آن بهره مند گردد.


یک دختر از خانواده فقیر هر چه که از
خانواده پدر و محل سکونت خود دورتر برده
شود در بهره مندی از حقوق خود بعنوان زن در
خانواده جدید، پشتوانه و تضمین کمتری خواهد
داشت. از این رو، اگر دختری در رابطه با حقوق
و امنیت خود اطمینان خاطر بیشتری داشته
باشد، می تواند به سرعت بر احساسات و
رنجهای عاطفی خود مسلط شود. بدین لحاظ
ادبیات عامیانه مردم تالش سرشار است از
اشعار، مثلها و قصه های سوزناکی که از مسأله
ازدواج دختر در شعاع جغرافیایی دورتر مایه
می گیرند. مانند نمونه زیر:


گنجشک کوه سیاه بودم گرفتند مرا


از راه رشت و لاهیجان بردند مرا


خبرم را ببرید برای مادر نازنینم


(و بگویید) کفنم را بدوزد که کشتند مرا


حقوق اجتماعی و خانوادگی زن تالشی
اگرچه در نهایت تابع قوانین کشوری است، اما
در میان جامعه سنتی تالش ـ بویژه در میان
کوه نشینان ـ در چارچوب گسترده خاصی جای
دارد که فرهنگ و سنتهای بسیار کهن آن را
ایجاب نموده است. در اینجا حقوق و قانون
روابط اجتماعی و خانوادگی زن الهام گرفته از
نقش زن در عرصه تولید است و هر گونه
تفاوت حقوقی میان زن و مرد نیز اغلب از
همین جا آغاز می شود. عمده ترین شکل این
تفاوت، سیادت مرد در امور اجتماعی و مدیریت
خانواده است.


در بخش سنتی جامعه تالش، هر یک از
اعضاء خانواده ضمن یک تقسیم کار طبیعی، بر
حسب سن و جنس، عهده دار وظایفی است که
خود را موظف به انجام آن می داند. در جریان
این انجام وظیفه، اهمیت نقش هر یک از اعضا
نمایان شده و بدین ترتیب جایگاه افراد در
سلسله مراتب خانوادگی مشخص می شود.


در چارچوب روابط ذکر شده، مدیریت
خانواده را غالبا پدر بر عهده دارد و مادر در
جایگاه دوم، یار، مشاور و جانشین او محسوب
می شود و در این راستا وابستگی مادی و
عاطفی زن و مرد تحقق می پذیرد و حضور


فرزندان نیز به این پیوستگی ژرفای بیشتری
می دهد و فرزندان نیز پیوسته، حتی در
شرایطی که خود پدر یا مادر دارای فرزندانی
می شوند، به قیمومیت و مدیریت پدر و مادر
گردن می نهند. در نتیجه چنین روابط و
قانونمندیهایی، زن در خانواده شخصیت


فراخور و مستقلی پیدا می کند. او در مورد کلیه
مسایل شخصی خویش امکان تصمیم گیری
می یابد و به ندرت با محدودیتی از سوی شوهر
روبه رو می شود. البته با توجه به اصل رعایت
حدودی که سنتها و ضوابط اخلاقی جامعه
برای اعمال مستقل و سطح انتظارات و
توقعات زنها تعیین نموده است و بدیهی است
که سطح این حدود قابل مقایسه با آنچه که در
جوامع شهری دیده نمی شود، نیست.


از آنجایی که اصل روابط مذکور ریشه در
نقش مشخص زن و مرد، و دیگر اعضا خانواده
در عرصه کار و تولید دارد، و در چارچوب
مسؤولیت و تعهد مساوی زن و مرد، در پایدار
داشتن کانون مشترک خانواده و انجام امور
معیشت جریان یافته و به وسیله ارزشهای
فرهنگی و اخلاقی جامعه نظام و قوام یافته
ویژه ای پاسداری می شود، به ندرت نشانه تضاد
و تعارض و سوءاستفاده ای در آن ظاهر
می شود.


از این روی نه تنها اتفاق طلاق یا ترک
قهری خانواده، در جامعه مزبور بسیار اندک
است بلکه مراجع قضایی و داوری منطقه نیز
به نسبت بسیار کمی، دادخواستی مبنی بر
اختلاف زن و شوهر دریافت می نمایند و در
نتیجه جامعه مزبور از بسیاری بلیه ها و
عارضه های جوامع شهری، مانند وجود کودکان
سرراهی، پرورشگاهی و سالمندان بی سرپرست
و موج گدایان و غیره در امان می باشد.





[/td][/tr]

امضای کاربر :
سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:28
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ
برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :